اخبار روز
archive
اخبار ورزشی
archive
 
http://www.dl.funmehr.com/baner/payamak.gif
 
داستان جالب “زن نژاد پرست”

داستان جالب “زن نژاد پرست”


این ماجرا در خط هوایی TAM اتفاق افتاد یک زن تقریباً پنجاه ساله ی سفید پوست به صندلی اش رسید و دید مسافر کنارش یک مرد ساهپوست است با لحن عصبانی مهماندار پرواز را صدا کرد مهماندار از او پرسید “مشکل چیه خانوم؟” زن سفید ...
دو داستان کوتاه جالب

دو داستان کوتاه جالب


دو داستان کوتاه جالب داستان جالب “آدمخوارها” پنج آدمخوار به عنوان کارمند در یک اداره استخدام شدند هنگام مراسم خوشامدگویی رئیس اداره گفت: “شما همه جزو تیم ما هستید. شما اینجا حقوق خوبی می گیرید و می توانید به غذاخوری شرکت رفته و ...
روایت واقعی:هوس رانی‌، زنا، سیاست و وقت شناسی‌

روایت واقعی:هوس رانی‌، زنا، سیاست و وقت شناسی‌


در مراسم تودیع پدر پابلو، کشیشی که ۳۰ سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود، از یکی‌ از سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود . در روز موعود، مهمان سیاستمدار تاخیر داشت و بنابرین کشیش ...
عشق به یک سیگاری

عشق به یک سیگاری


بعدِ صبحانه ابروهايش بالا رفت. دنبال كيفش روي صندلي كناري گشت. درشباز بود. پاكت سيگارش را درآورد. با چشمهاي مهربان تعارف كرد: - سيگار؟ ماتِ اداهايش، لبخند زدم : - نه! يكي گذاشت كنار لبش. گوشهء ديگر لبش گفت: - " هر وخ ...
داستان :از فرصت مرگ همسرتان استفاده کنید!

داستان :از فرصت مرگ همسرتان استفاده کنید!


مردی با اسلحه وارد یک بانک شد و تقاضای پول کرد وقتی پولهارا دریافت کرد رو به یکی از مشتریان بانک کرد و پرسید : آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟ مرد پاسخ داد : بله قربان من ...
داستان/زن می خوام یا نمی خوام؟

داستان/زن می خوام یا نمی خوام؟


هر وقت من یك كار خوب می كنم مامانم به من می گوید بزرگ كه شدی برایت یك زن خوب می گیرم. تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده ...
داستان آموزنده “تاثیر دعا”+داستان عاشقانه و غمگین “اثبات عشق”

داستان آموزنده “تاثیر دعا”+داستان عاشقانه و غمگین “اثبات عشق”


  داستان آموزنده “تاثیر دعا” یکشنبه بود و طبق معمول هر هفته رزی ، خانم نسبتا مسن محله ، داشت از  کلیسا برمیگشت … در همین حال نوه  اش از راه رسید و با کنایه بهش گفت : مامان بزرگ ، تو مراسم امروز ،  ...
کوتاه‌ترین داستان ترسناک جهان : فقط ۱۲کلمه!!

کوتاه‌ترین داستان ترسناک جهان : فقط ۱۲کلمه!!


آخرین انسان زمین تنها در اتاقش نشسته بود که ناگهان در زدند!!؟
» داستان بسیار زیبای ( اولین عشق ) !!

» داستان بسیار زیبای ( اولین عشق ) !!


اولین عشق یکی بود یکی نبود . یک مرد بود که تنها بود . یک زن بود که او هم تنها بود . ...
داستان کوتاه و آموزنده ” خود را تغییر دهیم “

داستان کوتاه و آموزنده ” خود را تغییر دهیم “


ساختمان کتابخانه انگلستان قدیمی است و تعمیر آن نیز فایده ای ندارد . قرار بر این شد کتابخانه جدیدی ساخته شود . اما وقتی ساخت بنا به پایان رسید ؛ کارمندان کتابخانه برای ...